پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۳

زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت

بر مزار ما دو روزی های‌هایی کرد و رفت

عجز طاقت ‌بی‌گذشتن نیست زین بحر سراب

سایه‌ بر خاک از جبین مالی شنایی‌ کرد و رفت

در خروش بیدماغان جنون تکرار نیست

دل سپندی بود در محفل صدایی کرد و رفت

دوستان از خود به سعی نیستی برخاستتد

گرد ما هم خواهد ایجاد عصایی کرد و رفت

عیب هستی نیست چندان چارهٔ پوشیدنش

چشم اگر بندی توان بند قبایی ‌کرد و رفت

کس گرفتار تعلقهای وهم و ظن مباد

مرگ مژگان بند تعلیم حیایی ‌کرد و رفت

شخص هستی جز جنون شوخ‌چشمیها نداشت

هر چه رفت از چشم ما بر دل بلایی کرد و رفت

بادپیمایی چو شمع اینجا اقامت می‌کند

بر هوا سرها سراغ زبر پایی‌ کرد و رفت

عمر از کم‌ مایگیهای نفس‌، با کس نساخت

میزبان‌شد منفعل مهمان دعایی‌کرد و رفت

خجلت ناپایداری مزد سعی زندگی‌ست

گر همه آمد صواب اینجا خطایی ‌کرد و رفت

در حریم‌ عشق غیر از سجده‌ کس‌ را بار نیست

باید اکنون یک نماز بی‌قضایی‌کرد و رفت

خلق را ذوق عدم زین انجمن ناکام برد

فرصت ما نیز خواهد عزم جایی‌ کرد و رفت

تا قیامت ساغر خمیازه می‌باید کشید

ساقی این بزم بی‌صهبا حیایی‌ کرد و رفت

داغ نیرنگم که امشب کاغذ آتش زده

بر حریفان خندهٔ دندان‌نمایی کرد و رفت

بیدل از غفلت به ‌تعمیر شکست ‌دل مکوش

در ازل دیوانه‌ای طرح بنایی کرد و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶۵هر کس اینجا یک دو دم دکان بسمل چید و رفت
  2. غزل شمارهٔ ۸۶۶به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت
  3. غزل شمارهٔ ۸۶۷که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلت
  4. غزل شمارهٔ ۸۶۸ای ظفر شیفتهٔ همت نصرت فالت
  5. غزل شمارهٔ ۸۶۹زهی مخموری عالم گلی از حسرت جامت
  6. غزل شمارهٔ ۸۷۰آمدم تا صد چمن بر جلوه‌نازان بینمت
  7. غزل شمارهٔ ۸۷۱باز با طرزتکلف آشنا می‌بینمت
  8. غزل شمارهٔ ۸۷۲ای پر فشان چون بوی‌گل بیرنگی از پیراهنت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.