پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵۶

ازین بساط‌کسی داغ آرمیدن رفت

که با وجود نفس غافل ازتپیدن رفت

درین چمن سرتسلیم آفتیم همه

گلی‌که برق خزانش‌نزد به چید‌ن رفت

ز بس‌گد‌از تمنا به دل‌گره کردیم

نفس چو اشک به دریوزهٔ چکیدن رفت

کباب غیرت آن رهروم‌که همچوثمر

به پا شکستگی رنگ تا رسیدن رفت

زبسکه قطع تعلق زخویش دشواراست

چوگاز مدت عمرم به لب‌گزیدن رفت

نی‌ام چو اشک به راه تو داغ نومیدی

سر سجود سلامت اگر دویدن رفت

مجو ز مردم بی‌معرفت دم تسلیم

ز سرو از ره بیحاصلی خمیدن رفت

سراغ جلوه ز مابیخودن مگیر و مپرس

بهار حیرت آیینه در ندیدن رفت

فسانه‌ای ز رم فرصت نفس خو‌اندیم

به لب نکرده‌گذر آن سوی شنیدن رفت

خیال هستی موهوم ریشه پیداکرد

به فکر خواب متن فصل آرمیدن رفت

به جهد مسند عزت نمی‌شود حاصل‌

نمی‌توان به فلک بیدل از دویدن رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵۸آخر سیاهی از سر داغم به‌در نرفت
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۹عمرگذشته بر مژه‌ام اشک بست و رفت
  3. غزل شمارهٔ ۸۶۰دی به شبنم گریهٔ ما نوگلی خندید و رفت
  4. غزل شمارهٔ ۸۶۱باز وحشی‌جلوه‌ای‌ در دیده جولان‌ کرد و رفت
  5. غزل شمارهٔ ۸۶۲هرکه آمد سیر یأسی زین‌ گلستان‌ کرد و رفت
  6. غزل شمارهٔ ۸۶۳زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت
  7. غزل شمارهٔ ۸۶۴رنگ گلش بهار خط از دور دید و رفت
  8. غزل شمارهٔ ۸۶۵هر کس اینجا یک دو دم دکان بسمل چید و رفت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.