پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۱۸

هیچ کس را رنج خاطر در جهان حاصل مباد

وز فراق دوستان کار کسی مشکل مباد

هیچ رنجی نیست بر دل بتر از رنج فراق

هیچ کس را یارب این رنج از جهان بر دل مباد

عقل مردم کم شود در کار فرقت هر زمان

این چنین شربت نصیب مردم عاقل مباد

در بلا منزل گرفت آنکس که ماند اندر فراق

هیچ نازک طبع را اندر بلا منزل مباد

عمر را با رنج دل بی حاصلی حاصل شناس

عمر کس ار دشمنست ار دوست بی حاصل مباد

هر که او گوید فراق دوستان آسان بود

رنج فرقت از دل او یک نفس زایل مباد

از بد و نیک جهان غافل نشستن شرط نیست

هیچ عاقل از بد و نیک جهان غاقل مباد

از تصاریف زمان پای عزیزان در گل است

یارب از دست جهان پای کسی در گل مباد

هست عهدی تا به ما اندوه فرقت مایل است

انده فرقت ازین پس سوی ما مایل مباد

ادامه‌ی شکوائیه

  1. شمارهٔ ۲۰هر کو ز نژاد آدم افتاد
  2. شمارهٔ ۲۱جهان فتح من آخر به نوبهار رسد
  3. شمارهٔ ۲۲مدت انده ما زود به سر خواهد شد
  4. شمارهٔ ۲۳ای دریغا کان همه شایسته یاران رفته اند
  5. شمارهٔ ۲۴آن عزیزانی که با ما جام و ساغر داشتند
  6. شمارهٔ ۲۵آنچه موی از جور با ما می کند
  7. شمارهٔ ۲۶هر دوست که اختیار ما بود
  8. شمارهٔ ۲۷شکست دور سپهرم به پایمال زحیر
همه‌ی شکوائیه ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.