پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی

قصاید

۸۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ برید عقل ترا کی برد به ملک صفا
  2. شمارهٔ ۲ تا تو از هستی خود، خود را نگردانی جدا
  3. شمارهٔ ۳ تا کی ز خطه خوف آیی به صف رجا
  4. شمارهٔ ۴ ز دار ملک جهان روی در کشید وفا
  5. شمارهٔ ۵ ز دور جنبش این چرخ سیمگون سیما
  6. شمارهٔ ۶ ای عارض چو ماه ترا چاکر آفتاب
  7. شمارهٔ ۷ مساز حجره وحدت درین مضیق خراب
  8. شمارهٔ ۸ رخش امل متاز که ایام توسن است
  9. شمارهٔ ۹ باد صبح است که مشاطه جعد چمن است
  10. شمارهٔ ۱۰ شاها تویی که خواجه گردون غلام تست
  11. شمارهٔ ۱۱ مژده ای دل هان که ما را مژده جان آمده‌ست
  12. شمارهٔ ۱۲ روز بس خرم و موسم ز همه خوبترست
  13. شمارهٔ ۱۳ سروی که بر مهش ز شب تیره چنبرست
  14. شمارهٔ ۱۴ شش جهت ملک را کار یکی در ده است
  15. شمارهٔ ۱۵ دوش چون مرغ شب فغان برداشت
  16. شمارهٔ ۱۶ تن به مهر تو دل ز جان برداشت
  17. شمارهٔ ۱۷ عافیت رخت از جهان برداشت
  18. شمارهٔ ۱۸ تا رنج عیش یاد همایون منیر باد
  19. شمارهٔ ۱۹ جان و دلم همیشه به عشقت اسیر باد
  20. شمارهٔ ۲۰ دلی که تحفه تو جان مختصر سازد
  21. شمارهٔ ۲۱ گر نه ز وصل تو دل ما را امان رسد
  22. شمارهٔ ۲۲ این نادره بین باز کز ایام بر آمد
  23. شمارهٔ ۲۳ چه شب است این که درو خون ستم ریخته اند
  24. شمارهٔ ۲۴ چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند
  25. شمارهٔ ۲۵ خون بر آن سینه که فرسوده غم‌های تو نیست
  26. شمارهٔ ۲۶ ماه زیباست ولی چون رخ زیبای تو نیست
  27. شمارهٔ ۲۷ زلف مشکین تو از مهر چو شیدای تو نیست
  28. شمارهٔ ۲۸ طارم زر بین که درج در مکنون کرده اند
  29. شمارهٔ ۲۹ زیوری از نو بدین چرخ کهن بر بسته‌اند
  30. شمارهٔ ۳۰ زیوری نو باز بر سقف کهن بر بسته اند
  31. شمارهٔ ۳۱ این خسیسان کز طمع طفل سخن می پرورند
  32. شمارهٔ ۳۲ ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند
  33. شمارهٔ ۳۳ کسی که قصد سر زلف آن نگار کند
  34. شمارهٔ ۳۴ شاهد ما گر سر زلف معنبر بشکند
  35. شمارهٔ ۳۵ گر سر زلف تو بر روی تو جولان نکند
  36. شمارهٔ ۳۶ این خر جبلتان که قدم بر قدم نهند
  37. شمارهٔ ۳۷ رسید کان مروت به قعر گوهر جود
  38. شمارهٔ ۳۸ مرا که کار غم عشق یار خواهد بود
  39. شمارهٔ ۳۹ مرا چو دل به جوانی ز غم جدا نبود
  40. شمارهٔ ۴۰ دم گیتی معنبر می نماید
  41. شمارهٔ ۴۱ ایهاالعشاق باز آن دلستان آمد پدید
  42. شمارهٔ ۴۲ نه دل ز یار شکیبد نه می بسازد یار
  43. شمارهٔ ۴۳ نداست سوی من از دل به هر نفس صد بار
  44. شمارهٔ ۴۴ کام روان باد دل شهریار
  45. شمارهٔ ۴۵ قدر ترا مرتبه ای استوار
  46. شمارهٔ ۴۶ دوش که شد ماه نهان در غبار
  47. شمارهٔ ۴۷ ای لعل تو دستگیر شکر
  48. شمارهٔ ۴۸ الطرب ای شکرستان چون دم سرد در سحر
  49. شمارهٔ ۴۹ عمر به پای شد ز غم چون که نشد غمم به سر
  50. شمارهٔ ۵۰ پرده مستان نواخت زخمه باد سحر
  51. شمارهٔ ۵۱ سیاهی می کند با من سر زلف نگونسارش
  52. شمارهٔ ۵۲ کشورستان راستین کاقبال سلطان خواندش
  53. شمارهٔ ۵۳ تر دامنی که ننگ وجودست گوهرش
  54. شمارهٔ ۵۴ سرو سهی که سجده برد سرو کشمرش
  55. شمارهٔ ۵۵ که کرد کار کرم مرد وار در عالم؟
  56. شمارهٔ ۵۶ امن الرقیب نوائب الایام
  57. شمارهٔ ۵۷ تا دار ملک زان سوی عالم بساختم
  58. شمارهٔ ۵۸ هر شب که سر به جیب تحیر فرو برم
  59. شمارهٔ ۵۹ باز محنت زده دورانم
  60. شمارهٔ ۶۰ چه جرم است این بر آورده سر از دریای موج افگن؟

متن اشعار به نقل از گنجور.