پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۲۶

ماه زیباست ولی چون رخ زیبای تو نیست

سرو یکتاست ولی چون قد زیبای تو نیست

تا تو از مشگ چلیپا به قمر بر زده ای

جبهه ای کو که برو داغ چلیپای تو نیست

گرچه رعناست رخ باغ به خوش خنده گل

بس شکر خنده تر از غنچه رعنای تو نیست؟

دل رسوای مرا عشق تو سودایی کرد

گرچه سودازده ای نیست که رسوای تو نیست

یوسف مصری و کس در همه آفاق نماند

از زن و مرد که یعقوب و زلیخای تو نیست

نام سعد و رخ اسمای تو باطل شمرند

فال سعدی که مرا از رخ اسمای تو نیست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۸طارم زر بین که درج در مکنون کرده اند
  2. شمارهٔ ۲۹زیوری از نو بدین چرخ کهن بر بسته‌اند
  3. شمارهٔ ۳۰زیوری نو باز بر سقف کهن بر بسته اند
  4. شمارهٔ ۳۱این خسیسان کز طمع طفل سخن می پرورند
  5. شمارهٔ ۳۲ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند
  6. شمارهٔ ۳۳کسی که قصد سر زلف آن نگار کند
  7. شمارهٔ ۳۴شاهد ما گر سر زلف معنبر بشکند
  8. شمارهٔ ۳۵گر سر زلف تو بر روی تو جولان نکند
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.