پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۲۷

زلف مشکین تو از مهر چو شیدای تو نیست

کیست کز مهر تو چون زلف تو شیدای تو نیست

تا بدان حد به غم عشق تو شیدا شده ام

که دلم را ز غم عشق تو پروای تو نیست

دورم از روی تو دور، آه که از دوری تو

نیست آنیم که مشغول تماشای تو نیست

دل پر درد من از وصل به درمان مرساد

که همه روز بر امید مداوای تو نیست

رخ عذرای تو آن نقش نماید که ازو

وامقی نیست که از ششدر عذرای تو نیست

به قوام نظرت یافت قوام نظری

که تنش در همه جا جز به تولای تو نیست

گفته بودی ز وفا روی چرا تافته ای؟

کافرم کافر اگ رای دلم رای تو نیست

ز سر پاک تو بیزارم و از خدمت شاه

گر دلم سوخته سوزش سودای تو نیست

سیف دین قطب هدی مفخر آفاق که چرخ

گفت گر چرخ منم مهر به جز رای تو نیست

باز اقبال که نسرین فلک می گوید

ای همایی که به جز فرق فلک جای تو نیست

آنچنان شمع جهانی که به شمع فلکی

سایه ذره ای از نور معلای تو نیست

در نهانخانه گردون ز بد و نیک جهان

هیچ اسرار نهان نیست که پیدای تو نیست

شخص امید، از آسیب، فلک حال شدست

ورچه روحش به جز از باد مسیحای تو نیست

ظلم گردون ز جفا خانه تو دام کشید

دفع آن ظلم به جز عدل موفای تو نیست

با چنین ظلمت غم، وای که احوال مرا

نظر همت و نور ید بیضای تو نیست

گوهرت عقد بقا باد که الماس فنا

شیفته قهر به جز گوهر اعلای تو نیست

مقطع دور فلک موقف دوران تو باد

که دل هیچکسی واقف پیدای تو نیست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۹زیوری از نو بدین چرخ کهن بر بسته‌اند
  2. شمارهٔ ۳۰زیوری نو باز بر سقف کهن بر بسته اند
  3. شمارهٔ ۳۱این خسیسان کز طمع طفل سخن می پرورند
  4. شمارهٔ ۳۲ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند
  5. شمارهٔ ۳۳کسی که قصد سر زلف آن نگار کند
  6. شمارهٔ ۳۴شاهد ما گر سر زلف معنبر بشکند
  7. شمارهٔ ۳۵گر سر زلف تو بر روی تو جولان نکند
  8. شمارهٔ ۳۶این خر جبلتان که قدم بر قدم نهند
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.