پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۶

تن به مهر تو دل ز جان برداشت

جان امید از همه جهان برداشت

پاسبان صبر بود بر در دل

دزد غم ساز پاسبان برداشت

عافیت وقتی ار چه قاعده بود

ترکتاز غم تو آن برداشت

عشقت اول قدم که دست کشید

مهر بشکست و نقد جان برداشت

زلف بستی فلک سپر بفگند

لب گشادی شکر فغان برداشت

خاک راه توام از آنکه مرا

عشقت از خاک رایگان برداشت

گفته ای سایه از تو بردارم

سایه از خاک چون توان برداشت

تو فگندی مرا ز چشم ولیک

کرم شاه کامران برداشت

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۸تا رنج عیش یاد همایون منیر باد
  2. شمارهٔ ۱۹جان و دلم همیشه به عشقت اسیر باد
  3. شمارهٔ ۲۰دلی که تحفه تو جان مختصر سازد
  4. شمارهٔ ۲۱گر نه ز وصل تو دل ما را امان رسد
  5. شمارهٔ ۲۲این نادره بین باز کز ایام بر آمد
  6. شمارهٔ ۲۳چه شب است این که درو خون ستم ریخته اند
  7. شمارهٔ ۲۴چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند
  8. شمارهٔ ۲۵خون بر آن سینه که فرسوده غم‌های تو نیست
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.