پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۲۴

چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند

بر زر روی من از اشگ درم ریخته اند

تا رقم زد خط رخسار ترا کاتب صنع

عاشقان روح بر آن شکل رقم ریخته اند

نیل خط و بقم روی تو در دور سرشگ

از دل و دیده من نیل و بقم ریخته اند

به گه گریه رود جزع عقیقی گهرم

گهر ناب ز سر تا به قدم ریخته اند

ایمن اندر الم و داغ امان تو که جست؟

ایمنی بر سر آن داغ و الم ریخته اند؟

چه سگم من که کنم آهوی وصل تو شکار

که بسی شیر در آن دام تو دم ریخته اند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۶ماه زیباست ولی چون رخ زیبای تو نیست
  2. شمارهٔ ۲۷زلف مشکین تو از مهر چو شیدای تو نیست
  3. شمارهٔ ۲۸طارم زر بین که درج در مکنون کرده اند
  4. شمارهٔ ۲۹زیوری از نو بدین چرخ کهن بر بسته‌اند
  5. شمارهٔ ۳۰زیوری نو باز بر سقف کهن بر بسته اند
  6. شمارهٔ ۳۱این خسیسان کز طمع طفل سخن می پرورند
  7. شمارهٔ ۳۲ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند
  8. شمارهٔ ۳۳کسی که قصد سر زلف آن نگار کند
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.