پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۵

دوش چون مرغ شب فغان برداشت

مهر خاموشی از دهان برداشت

صبح سرپوش زر کشیده چرخ

از طبقهای آسمان برداشت

زاغ شب در زمان که پشت نمود

بیضه از روی آشیان برداشت

ناتوان شکل کرد بالش چرخ

سر ز بالین قیروان برداشت

به شکر خنده ای که صبح بزد

سنبل از روی ارغوان برداشت

سایبان وش بد آفتاب ولیک

سایه بان سایه از جهان برداشت

آسمان زخمه صبوح شنید

زحمت سبحه از میان برداشت

دل بزد چنگ و دیده باده بریخت

عقل بنهاده نقل و خوان برداشت

صبح چون پرده کرد تیز آهنگ

این غزل زهره در زمان برداشت

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۷عافیت رخت از جهان برداشت
  2. شمارهٔ ۱۸تا رنج عیش یاد همایون منیر باد
  3. شمارهٔ ۱۹جان و دلم همیشه به عشقت اسیر باد
  4. شمارهٔ ۲۰دلی که تحفه تو جان مختصر سازد
  5. شمارهٔ ۲۱گر نه ز وصل تو دل ما را امان رسد
  6. شمارهٔ ۲۲این نادره بین باز کز ایام بر آمد
  7. شمارهٔ ۲۳چه شب است این که درو خون ستم ریخته اند
  8. شمارهٔ ۲۴چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.