پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۵۵

که کرد کار کرم مرد وار در عالم؟

که کرد اساس ممالک ممهد و محکم؟

عماد عالم عادل سوار ساعد ملک

اساس طارم اسلام و سرور عالم

ملک علو عطارد علوم مهر عطا

سماک رمح اسد حمله هلال علم

سرور اهل محاهد هلاک عمر عدو

سر ملوک و دلارام ملک و اصل حکم

محمد اسم عمر عدل کامر او در دهر

ملوک وار در آورد رسم عدل و کرم

کلام او همه سحر حلال در هر حال

مراد او همه اعطای مال در هر دم

دل مطهر او همدم کمال علوم

در مکرم او مورد صلاح امم

رسوم عادل او کرده حکم عالم رد

سموم حمله او کرده کام اعدا کم

هم او و هم دل او دار عدل را معمار

هم او و هم در او درد ملک را مرهم

مدام طالع مسعود کرده حاصل او

همه رسوم مکارم همه علو همم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۷تا دار ملک زان سوی عالم بساختم
  2. شمارهٔ ۵۸هر شب که سر به جیب تحیر فرو برم
  3. شمارهٔ ۵۹باز محنت زده دورانم
  4. شمارهٔ ۶۰چه جرم است این بر آورده سر از دریای موج افگن؟
  5. شمارهٔ ۶۱تا دستخوش جهان شدم من
  6. شمارهٔ ۶۲دست مخالف ببست تیغ جهان پهلوان
  7. شمارهٔ ۶۳سرو امل به باغ عدم تازه گشت هان
  8. شمارهٔ ۶۴قاعده ای نهاد خوش حسن تو باز در جهان
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.