پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۶۲

دست مخالف ببست تیغ جهان پهلوان

کار موافق گشاد دست قزل ارسلان

باز بدین زنده گشت ملکت کاوس کی

باز بدان تازه گشت سنت نوشیروان

پست شد از جاه این، مرتبت اردشیر

قطع شد از جاه آن، منزلت اردوان

بزم جز این را نگفت حاتم دریا نوال

رزم جز آن را نخواند رستم گردون کمان

جود در ایام این، دید کف کام بخش

ملک به دوران آن، یافت کف کامران

هیبت این جلوه داد، هیبت آن عرضه کرد

حادثه بسته لب، دهر گشاده زبان

چرخ نیارد چنین، خسرو نادر قرین

دهر نیارد چنان، صفدر صاحبقران

تیغ گهر دار این، خصم سپارد به آب

دست گهربار آن دوست رساند به نان

باره این را فلک، باز ببندد رکاب

حمله آنرا قضا، باز نپیچد عنان

لشکر این بگذرد، کوه بجنبد ز جای

مرکب آن در رسد، چرخ ببندد میان

جز ملک تاج بخش، اعظم اتابک کر است؟

مه چو قزل ارسلان شه چو جهان پهلوان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۴قاعده ای نهاد خوش حسن تو باز در جهان
  2. شمارهٔ ۶۵نامزد غمی ز دهر ای دل سر گرفته هان
  3. شمارهٔ ۶۶زهی از فر تو گشته جهان نصرت آبادان
  4. شمارهٔ ۶۷زیور گردون گسست آینه آسمان
  5. شمارهٔ ۶۸خسرو زرین سپر دوش شد اندر کمان
  6. شمارهٔ ۶۹ای ز لبت لاله را آب خوشی در دهان
  7. شمارهٔ ۷۰طارم چارم نهفت پرتو شمع جهان
  8. شمارهٔ ۷۱رفت ز ماهی برون چشمه آتش فشان
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.