پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۶۷

زیور گردون گسست آینه آسمان

سوخت ز عکس رخش طره شب در زمان

یکسره صبح دوم آینه بر کف بتاخت

شست به ماورد طل سرمه ز چشم جهان

صبحدم از خواب جست آینه بر کف نهاد

گشت هوا شیشه رنگ ریخت گلاب از دهان

بود سپیده عروس کله زربفت کوه

آینه اش آفتاب آینه دار آسمان

راستی طره را آینه گر، مایه بود

چونک ازین آینه طره شب شد نهان

کوه چو دید آفتاب برقع شب برفگند

آینه وانگه نقاب ثابته وانگه قران

خور چو سکندر گرفت هفت حوالی خاک

ریخت ز چارم سپهر آینه در آبدان

طغرل مشرق پرید بر سر چار آینه

مرغ سحر شد ز بیم واله و فریاد خوان

خایه زرین شب ریخت نفسهای صبح

خایه از آن ریخت باد کاینه بود آشیان

شاهد روحانیان ساخته بزم صبوح

آینه آسا شده باده به مجلس روان

می تهی از تیرگی همچو رخ آینه

بزم پر از نقل تر همچو ره کهکشان

ساقی مجلس مسیح، ساقر می آفتاب

آینه زهره دف، صحن فلک بوستان

خاک شده بوسه جای همچو لب آینه

لب شده خونابه خوار چون دهن جرعه دان

یار فرو داشت دست، آینه آسا ز رخ

عقل در آمد ز پای دست بسر شد روان

ساخته جان دارویی از پی دلها به نطق

آینه کاینات مفتی صاحبقران

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۹ای ز لبت لاله را آب خوشی در دهان
  2. شمارهٔ ۷۰طارم چارم نهفت پرتو شمع جهان
  3. شمارهٔ ۷۱رفت ز ماهی برون چشمه آتش فشان
  4. شمارهٔ ۷۲مهره عمرم ربود شعبده آسمان
  5. شمارهٔ ۷۳خورشید ملک پرور و بهرام کامران
  6. شمارهٔ ۷۴به عذر روی نهادم پس از هزار گناه
  7. شمارهٔ ۷۵جمال روی ترا رشوه می گزارد ماه
  8. شمارهٔ ۷۶زهی بر خطت آسمان سر نهاده
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.