پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قصاید

شمارهٔ ۶۸

خسرو زرین سپر دوش شد اندر کمان

تافت چو نیم آینه جرم مه از قیروان

بود سیه شش جهات همچو ز آب آینه

سرخ بر آم د دو قطب همچو زآتش سنان

دست فلک زان نهاد آینه بر طاق قوس

کز یرقان دید پر، چشم عروس خزان

طاق پل اکنون و آب آینه دان در غلاف

شهپر طاوس و برف آینه در پرنیان

تو ز کمان شد به شکل آینه گون برگ سبز

تا سپر زرنگار حربه کشید از کمان

آینه دستی است شاخ پنجه بریده زبن

شعبده کاری است چرخ بیضه نما از دخان

برف که زال زرست غنچه جوان روی ازوست

ز آهک فرتوت دان کاینه ماند جوان

کار بهار و خزان بر صفت آینه است

کز پس پشت صفاش هست کدورت عیان

چشمه خورگر ز خاک بیش نهان شد رواست

کان بصفا آینه است وین بصفت ناتوان

آینه زین روی بس خاصه درین ربع خاک

جبهت کهف امم قدوه آخر زمان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۰طارم چارم نهفت پرتو شمع جهان
  2. شمارهٔ ۷۱رفت ز ماهی برون چشمه آتش فشان
  3. شمارهٔ ۷۲مهره عمرم ربود شعبده آسمان
  4. شمارهٔ ۷۳خورشید ملک پرور و بهرام کامران
  5. شمارهٔ ۷۴به عذر روی نهادم پس از هزار گناه
  6. شمارهٔ ۷۵جمال روی ترا رشوه می گزارد ماه
  7. شمارهٔ ۷۶زهی بر خطت آسمان سر نهاده
  8. شمارهٔ ۷۷دوش آن زمان کز آه من شد شمع شب سرسوخته
همه‌ی قصاید ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.