پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

ای شده سرو بوستان بنده تو به راستی

حق به تو داده بی‌سخن هر چه ز حسن خواستی

آب رخ سمن بشد آتش گل فرونشست

زآتش و باد و آب و گل تا تو نگار خاستی

طاق هلال می‌برد زابروی تو مقوسی

وز قد توست سرو را مایه حسن و راستی

مهر تو را نهاده‌ام روی وفا برآستان

گر چه که کرده‌ای برون دست جفا ز آستی

بس که خلاف کرده‌ای وعده که داده‌ای مرا

عزم عتاب داشتم با تو شبی به راستی

لیک ز رای مرحمت وز سر لطف و دلبری

چون که ز در درآمدی عذر گذشته خواستی

هیچ نکاهد از وفا ناصر مهربان تو

گر چه ز مهر روی خود تن چو مهش بکاستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶حوروشا پری‌رخا طرفه‌نگار کیستی
  2. شمارهٔ ۴۷آمدی لطف بی‌کران کردی
  3. شمارهٔ ۴۸گر در دل بی‌مهرش یک ذره وفا بودی
  4. شمارهٔ ۴۹اگر رضوان جمالت را بدیدی
  5. شمارهٔ ۵۰آن به که چو بخشم دل بخشم به تو دلداری
  6. شمارهٔ ۵۱ای آفتاب خاوری تاخیر گردد مشتری
  7. شمارهٔ ۵۲چه باشد ار به سلامی مرا تو بنوازی
  8. شمارهٔ ۵۳صبح از افق برآمد ساقی بیار جامی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.