پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

اگر رضوان جمالت را بدیدی

قلم بر حسن حورالعین کشیدی

گر اسکندر بدیدی خاک پایت

دگر در آب حیوان ننگریدی

و گر دیدی زلیخا صورت تو

کجا چندان غم یوسف کشیدی

شدی چون چشم تو سرمست و مخمور

اگر بویت به لعل و گل رسیدی

مسیح از معجز خود توبه کردی

اگر آوازه لفظت شنیدی

و گر چرخت چو من طالب نبودی

چرا از هیچ گونه نارمیدی

مشوش کی بدی حال دل من

اگر زلف تو را چشمم ندیدی

اگر با ما قرارش راست بودی

قرار از جان ناصر کی رمیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱ای آفتاب خاوری تاخیر گردد مشتری
  2. شمارهٔ ۵۲چه باشد ار به سلامی مرا تو بنوازی
  3. شمارهٔ ۵۳صبح از افق برآمد ساقی بیار جامی
  4. شمارهٔ ۵۴از حسن و جمال صد جهانی
  5. شمارهٔ ۵۵ای صورت تو همه معانی
  6. شمارهٔ ۵۶یا وَصلُکَ غایةُ‌الأمانی
  7. شمارهٔ ۵۷ای عاشقی که جویی از دل نشان معنی
  8. شمارهٔ ۵۸چه کم شود ار تو گاه گاهی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.