پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

ای آفتاب خاوری تاخیر گردد مشتری

از روی گلبرگ طری بردار زلف عنبری

رضوان ز شرم روی تو آشفته شد چون موی تو

وز رشک خاک کوی تو خون شد ز لاله کوثری

هر شب ز غم تا صبحدم با ساقیان بزم غم

از باده خون دلم چشمم بمانده ساغری

هر دم خسی را برکشی و او را چو جان در بر کشی

لیکن چو زلف از سرکشی سر بر خط ما ناوری

گر زآن لب چون ناردان عکسی فتد در آسمان

یاقوت گردد در زمان این گنبد نیلوفری

چشم تو ای ترک ختا آتش فکند در دین ما

یک ره بگو آن مست را کز سر بنه این کافری

سلطان عشقت زد علم هم در عرب هم در عجم

با این همه خیل و حشم خود کی ز ما یاد آوری

تا هر دری شد دلستان چشمم ز خون شد گلستان

بازم خرید ای دوستان از دست یار هردری

دولت بودی چاکر مرا همدم بدی دلبر مرا

شادی بدی غمخوار مرا گر بخت دادی یاوری

می‌پرورم چون موی تو عشق جمال روی تو

گر چه ندارد خوی تو آیین عاشق پروری

مانند زلف درهمت شوریده حال در غمت

تا کی به چشم مرحمت در حال ناصر ننگری

با بی‌دلان ای سرو بن گر می‌نیایی در سخن

آخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳صبح از افق برآمد ساقی بیار جامی
  2. شمارهٔ ۵۴از حسن و جمال صد جهانی
  3. شمارهٔ ۵۵ای صورت تو همه معانی
  4. شمارهٔ ۵۶یا وَصلُکَ غایةُ‌الأمانی
  5. شمارهٔ ۵۷ای عاشقی که جویی از دل نشان معنی
  6. شمارهٔ ۵۸چه کم شود ار تو گاه گاهی
  7. شمارهٔ ۵۹خرم آن دم که چو دولت ز درم باز آیی
  8. شمارهٔ ۶۰الا ای ترک عیسی‌دم تو ماه عالم‌آرایی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.