پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

ای عاشقی که جویی از دل نشان معنی

بگذر ز راه صورت دریاب جان معنی

هر دل کز ابر هستی یکبارگی برون شد

خورشید انور آمد از آسمان معنی

گر بر کنی ز راهت خار خیال کثرت

گل‌ها چنی از اسرار از گلستان معنی

از علقه علایق جانت چو شد مجرد

شاه دل تو گردد کشورستان معنی

از ظلمت طبیعت عقلت چو شد مصفا

زنده کند به دانش طبعت روان معنی

قبلی که گشت خالص از رنگ نفس چون جان

نور حقیقت آرد هر دم ز کان معنی

گر از غبار هستی عینت شود مقدس

در عین خود ببیند عینت عیان معنی

آن کاو بیان معنی بست از بیان صورت

گویا کند به وحدت عشقش زبان معنی

از سر وصل هر کاو آگاه شد ضمیرش

در ملک عشق گردد سلطان نشان معنی

وصلش کسی که یابد سلطان وقت گردد

هم در جهان صورت هم در جهان معنی

بر رخش عشق ناصر تا بست زین همت

در دست عقل دارد دائم عنان معنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹خرم آن دم که چو دولت ز درم باز آیی
  2. شمارهٔ ۶۰الا ای ترک عیسی‌دم تو ماه عالم‌آرایی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.