پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

صبح از افق برآمد ساقی بیار جامی

تا بو که پخته گردد از تاب باده خامی

بنیاد ناتمامان از می تمام گردد

از می تمام گردان بنیاد ناتمامی

خون شد دلم ز غصه جام طرب روان کن

تا بو که باز خواهم از غصه انتقامی

بهر جهان چه داری مشغول جان خود را

کاصل جهان ندارد نزد خرد دوامی

کار دلم ز هجرت رفت از نظام بیرون

بی‌وصل تو نیابد کار دلم نظامی

سلطان وقت گردم گر وصل تو بیابم

سلطان وقت گردان از وصل خود غلامی

ترکانه چشم مستت سرمست کرد مارا

مستان چشم خود را از لب برآر کامی

هیچ از لب چو قندت چشم طمع ندارم

ما را تمام باشد از لطف تو سلامی

صد شام تا به صبح از عشقت نخفت چشمم

بر بوی آن که با تو صبحی برم به شامی

گویند نام خود را بدنام عشق کردی

بدنام عشق بادا هر جا که نیکنامی

شد صید باز عشقت سیمرغ جان ناصر

تا بر گلت ز سنبل زلفت نهاد دامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵ای صورت تو همه معانی
  2. شمارهٔ ۵۶یا وَصلُکَ غایةُ‌الأمانی
  3. شمارهٔ ۵۷ای عاشقی که جویی از دل نشان معنی
  4. شمارهٔ ۵۸چه کم شود ار تو گاه گاهی
  5. شمارهٔ ۵۹خرم آن دم که چو دولت ز درم باز آیی
  6. شمارهٔ ۶۰الا ای ترک عیسی‌دم تو ماه عالم‌آرایی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.