پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

چه باشد ار به سلامی مرا تو بنوازی

چه باشد ار نفسی با مراد من سازی

چو چهره با من بی‌چاره گر بر آیی خوش

کنم چو زلف تو در پای تو سراندازی

به زلف تو که چو زلم مکن پریشان حال

به چشم تو که ز چشمم چو اشک بیندازی (؟)

چو بربطم چه دهی گوشمال هجر مدام

چو چنگ شایدم ار گاه گاه بنوازی

چو زه کنی به کرشمه کمان ابرو را

ز عاشقان به یکی دم جهان بپردازی

ز لوح سینه من سکه غمت نرود

گرم چو سیم بر آتش بری و بگدازی

ز بس جفا که دلم دید ترک ترکان کرد

از این سپس منم و شاهدان شیرازی

ز پند نیک و بد روزگار آزادم

چو سرو می‌سزدم گر کنم سرافرازی

تو صید ناصری و روزگار می‌گوید

زهی همای سعادت که صید شهبازی

اگر ز هجر تو کارم رسد ز بیرون سرد

به یک کرشمه توانی که کار ما سازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴از حسن و جمال صد جهانی
  2. شمارهٔ ۵۵ای صورت تو همه معانی
  3. شمارهٔ ۵۶یا وَصلُکَ غایةُ‌الأمانی
  4. شمارهٔ ۵۷ای عاشقی که جویی از دل نشان معنی
  5. شمارهٔ ۵۸چه کم شود ار تو گاه گاهی
  6. شمارهٔ ۵۹خرم آن دم که چو دولت ز درم باز آیی
  7. شمارهٔ ۶۰الا ای ترک عیسی‌دم تو ماه عالم‌آرایی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.