پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

آن به که چو بخشم دل بخشم به تو دلداری

ور زآن که کشم باری بار تو کشم باری

گر خلق همه عالم گردند خریدارت

دانم که کمت افتد چون من تو خریداری

تا بو که تو چون نقطه با من به میان آیی

گرد تو همی‌گردم سرگشته چو پرگاری

گر زآن که گشایم من جز بر رخ تو دیده

در دیده من بادا از هر مژه مسماری

من در غم تو سوزان تو با دگری در عیش

بیم است که دربندم از دست تو زناری

بر زاری حال من گر زآن که ببخشایی

صد شور برانگیزم بر هر سر بازاری

گه گه کرمی می‌کن در من نظری می‌کن

گر شاد شود شاید از لطف تو غمخواری

نوروز جهانی تو نایی بر من هر روز

از تو شده‌ام راضی هر سال به دیداری

شادی دل ناصر از دیدن روی توست

آخر چه شود کز تو دلشاد شود یاری

یاری است که در عالم همتاش نیابد کس

معذورم اگر ورزم سودای چو تو یاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲چه باشد ار به سلامی مرا تو بنوازی
  2. شمارهٔ ۵۳صبح از افق برآمد ساقی بیار جامی
  3. شمارهٔ ۵۴از حسن و جمال صد جهانی
  4. شمارهٔ ۵۵ای صورت تو همه معانی
  5. شمارهٔ ۵۶یا وَصلُکَ غایةُ‌الأمانی
  6. شمارهٔ ۵۷ای عاشقی که جویی از دل نشان معنی
  7. شمارهٔ ۵۸چه کم شود ار تو گاه گاهی
  8. شمارهٔ ۵۹خرم آن دم که چو دولت ز درم باز آیی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.