پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

حوروشا پری‌رخا طرفه‌نگار کیستی

تازه‌گلا سهی‌قدا باغ و بهار کیستی

از خط سبز عنبری وز لب لعل شکری

سیم‌بر و سمن‌بری یار کنار کیستی

از دو عقیق درفشان جان و دلی و قوت جان

از رخ و زلف دلستان لیل و نهار کیستی

ای تو به حسن بی‌قرین وای تو چو ناز نازنین

از سر زلف پر ز چین مشک تتار کیستی

ای مه خلخ و چگل خود ز چه آبی و چه گل

ای ز تو مهر و مه خجل شمع دیار کیستی

ای شده بخت یار تو وای دل و جان نثار تو

وای همگان شکار تو خود تو شکار کیستی

مایه نور دیده‌ای دلبر رزم‌دیده‌ای

تیر مژه کشیده‌ای تیغ‌گزار کیستی

ترکش کینه‌ بسته‌ای بر ره دل نشسته‌ای

قلب بتان شکسته‌ای شاهسوار کیستی

بس خوش و خوب و خرمی زینت و زیب عالمی

جنس حریف و همدمی مونس و یار کیستی

ناصر مهربان تو هست به جان از آن تو

راست بگو به جان تو تا تو نگار کیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸گر در دل بی‌مهرش یک ذره وفا بودی
  2. شمارهٔ ۴۹اگر رضوان جمالت را بدیدی
  3. شمارهٔ ۵۰آن به که چو بخشم دل بخشم به تو دلداری
  4. شمارهٔ ۵۱ای آفتاب خاوری تاخیر گردد مشتری
  5. شمارهٔ ۵۲چه باشد ار به سلامی مرا تو بنوازی
  6. شمارهٔ ۵۳صبح از افق برآمد ساقی بیار جامی
  7. شمارهٔ ۵۴از حسن و جمال صد جهانی
  8. شمارهٔ ۵۵ای صورت تو همه معانی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.