پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

وه که چه فتنه می‌کند نرگس نیم مست تو

آه اگرش مدد دهد زلف درازدست تو

راحت روح بی‌دلان قوت روان عاشقان

تعبیه کرد آسمان در لب نیست هست تو

لعل تو جام بشکند قدر مدام بشکند

رونق شام بشکند زلف پر از شکست تو

غمخور و غمکشم کند سینه پر آتشم کند

زار و مشوم کند شیوه چشم مست تو

طوطی جان عاشقان از قفس وجودشان

خیز کند به هر زمان زآرزوی نشست تو

ناصر خسته دل ز غم در طلب تو ای صنم

جامه صبر دم به دم چاک کند به دست تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸سر خیل بتانی تو آشوب جهانی تو
  2. شمارهٔ ۳۹همه لطف و همه صفایی تو
  3. شمارهٔ ۴۰آخر ای جان من کجایی تو
  4. شمارهٔ ۴۱در عشق تو عقل بی‌خبر به
  5. شمارهٔ ۴۲آمد نگار ترک من چون صد نگار آراسته
  6. شمارهٔ ۴۳ساقی بده آن می مغانه
  7. شمارهٔ ۴۴ای شده سرو بوستان بنده تو به راستی
  8. شمارهٔ ۴۵ای عشق تو کیمیای هستی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.