پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

آخر ای جان من کجایی تو

تا به کی نزد من نیایی تو

چون تو دانی که برگ صبرم نیست

انتظارم چرا نمایی تو

گر نخواهی که خون شود جانم

از چه جویی ز من جدایی تو

گفته بودی همه وفا باشم

تا بدیدم همه جفایی تو

آخر ای ماهروی مهرگسل

این چنین بی‌وفا چرایی تو

به وفا کز وفا مگردان روی

تا نگویند بی‌وفایی تو

به وصالت طمع نمی‌دارم

زآن که سیمرغ کیمیایی تو

دل نهادم به هر چه فرمایی

چه توان کرد پادشایی تو

هست بیگانگیت با ناصر

ورنه با جمله آشنایی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲آمد نگار ترک من چون صد نگار آراسته
  2. شمارهٔ ۴۳ساقی بده آن می مغانه
  3. شمارهٔ ۴۴ای شده سرو بوستان بنده تو به راستی
  4. شمارهٔ ۴۵ای عشق تو کیمیای هستی
  5. شمارهٔ ۴۶حوروشا پری‌رخا طرفه‌نگار کیستی
  6. شمارهٔ ۴۷آمدی لطف بی‌کران کردی
  7. شمارهٔ ۴۸گر در دل بی‌مهرش یک ذره وفا بودی
  8. شمارهٔ ۴۹اگر رضوان جمالت را بدیدی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.