پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

در عشق تو عقل بی‌خبر به

روی تو همیشه در نظر به

چشمی که نه بر رخ تو باشد

از خون جگر همیشه تر به

آن جا که حضور حضرت توست

جان و دل و دیده ماحضر به

با قد خوش تو ای سهی سرو

دستم همه ساله در کمر به

از ما دل و جان و از تو بوسی

یعنی که حدیث مختصر به

فرق سر سروران آفاق

زیر قدم تو بی‌سپر به

بی‌چشم خوش و رخ چو ماهت

اشکم چو در و رخم چو زر به

از لفظ خوش تو درج گوشم

چون لعل لب تو پرگهر به

کام دل عاشقان بی‌دل

ار زانکه دهی تو بی‌جگر به

از راه من آستان سر

ای آینه راه من خضر به

پیوسته مذاق جان ناصر

از پسته تو پر از شکر به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳ساقی بده آن می مغانه
  2. شمارهٔ ۴۴ای شده سرو بوستان بنده تو به راستی
  3. شمارهٔ ۴۵ای عشق تو کیمیای هستی
  4. شمارهٔ ۴۶حوروشا پری‌رخا طرفه‌نگار کیستی
  5. شمارهٔ ۴۷آمدی لطف بی‌کران کردی
  6. شمارهٔ ۴۸گر در دل بی‌مهرش یک ذره وفا بودی
  7. شمارهٔ ۴۹اگر رضوان جمالت را بدیدی
  8. شمارهٔ ۵۰آن به که چو بخشم دل بخشم به تو دلداری
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.