پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

همه لطف و همه صفایی تو

همه مهر و همه وفایی تو

دم به دم چون بتان فردوسی

حسن بر حسن می‌فزایی تو

قدسیانت ز عرش می‌گویند

صورت رحمت خدایی تو

از خجالت فرو شود خورشید

از سر کوی چون برآیی تو

صد هزار آفتاب جلوه دهد

گر ز رخ پرده برگشایی تو

نوبت سلطنت بزن کامروز

بر بتان جمله پادشایی تو

به وفا کز وفا مگردان روی

تا نگویند بی‌وفایی تو

بی‌تو آشفته شد دل ناصر

آخر ای جان من کجایی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱در عشق تو عقل بی‌خبر به
  2. شمارهٔ ۴۲آمد نگار ترک من چون صد نگار آراسته
  3. شمارهٔ ۴۳ساقی بده آن می مغانه
  4. شمارهٔ ۴۴ای شده سرو بوستان بنده تو به راستی
  5. شمارهٔ ۴۵ای عشق تو کیمیای هستی
  6. شمارهٔ ۴۶حوروشا پری‌رخا طرفه‌نگار کیستی
  7. شمارهٔ ۴۷آمدی لطف بی‌کران کردی
  8. شمارهٔ ۴۸گر در دل بی‌مهرش یک ذره وفا بودی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.