پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

سر خیل بتانی تو آشوب جهانی تو

هر بند چو جانی تو با ما نه چنانی تو

مهر تو گزینم من درد تو بچینم من

با آن که چنینم من با ما نه چنانی تو

ما را نه دمی پرسی نه هیچ نمی‌پرسی

گر راست همی‌پرسی با ما نه چنانی تو

چون گل به دو صد زاری اندر کف اغیاری

لیکن ز ستمکاری با ما نه چنانی تو

این تیغ کشی از چه واین خیره‌کشی از چه

با جمله خوشی از چه با ما نه چنانی تو

تا حسن تو شد ظاهر جویای تو شد ناصر

برگو که چرا آخر با ما نه چنانی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰آخر ای جان من کجایی تو
  2. شمارهٔ ۴۱در عشق تو عقل بی‌خبر به
  3. شمارهٔ ۴۲آمد نگار ترک من چون صد نگار آراسته
  4. شمارهٔ ۴۳ساقی بده آن می مغانه
  5. شمارهٔ ۴۴ای شده سرو بوستان بنده تو به راستی
  6. شمارهٔ ۴۵ای عشق تو کیمیای هستی
  7. شمارهٔ ۴۶حوروشا پری‌رخا طرفه‌نگار کیستی
  8. شمارهٔ ۴۷آمدی لطف بی‌کران کردی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.