پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

ای زلف تو سرمایه سودای من

روشن به توست این چشم خون پالای من

گیرم که بر من دل نمی‌سوزد تو را

می‌کن حذر از ناله شب‌های من

در من نظر کن یک رهی از روی لطف

تا کور گردد دیده اعدای من

جایی که شاهان خاک کویت گشته‌اند

خود کی بود ای جان تو را پروای من

گر چاره کارم نسازد وصل تو

شیراز را بر هم زند غوغای من

ناصر ز غم دیوانه شد یک ره بگو

کآخر کجا شد عاشق شیدای من

دوری مجو رنجم مکن خوارم مدار

کاندر جهان کمتر بود همتای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷دل من بس پریشان است بی‌تو
  2. شمارهٔ ۳۸سر خیل بتانی تو آشوب جهانی تو
  3. شمارهٔ ۳۹همه لطف و همه صفایی تو
  4. شمارهٔ ۴۰آخر ای جان من کجایی تو
  5. شمارهٔ ۴۱در عشق تو عقل بی‌خبر به
  6. شمارهٔ ۴۲آمد نگار ترک من چون صد نگار آراسته
  7. شمارهٔ ۴۳ساقی بده آن می مغانه
  8. شمارهٔ ۴۴ای شده سرو بوستان بنده تو به راستی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.