پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

من آوردم در این عالم طریق عشق ورزیدن

به گرد کوی مهرویان چو گرد کعبه گردیدن

ملامت می‌کند عقلم که پیوند از بتان بگسل

به شمشیر اجل نتوان مرا زاین قوم ببریدن

غذای عاشقان چبود غم عشق بتان خوردن

دوای بی‌دلان چبود ز خوبان درد برچیدن

حیات جان و قوت دل تو دانی چیست در عالم

شراب لعل نوشیدن عقیق یار بوسیدن

بپیچد در بر من جان بسوزد در بر من دل

چو از باد صبا آید سر زلفش بجنبیدن

چنانه همراه خوبانم که چون یاد آورم زایشان

روانم در نشاط آید تنم آید به رقصیدن

اگر من دوست می‌دارم جمال شاهدان شاید

که حقم دوست می‌دارد جمال شاهدان دیدن

نورزم همچو ناصر جز که عشق دلبران گر چه

ملامت می‌کند دشمن مرا در عشق ورزیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴از لب جانان من زنده دل و جان من
  2. شمارهٔ ۳۵ای زلف تو سرمایه سودای من
  3. شمارهٔ ۳۶وه که چه فتنه می‌کند نرگس نیم مست تو
  4. شمارهٔ ۳۷دل من بس پریشان است بی‌تو
  5. شمارهٔ ۳۸سر خیل بتانی تو آشوب جهانی تو
  6. شمارهٔ ۳۹همه لطف و همه صفایی تو
  7. شمارهٔ ۴۰آخر ای جان من کجایی تو
  8. شمارهٔ ۴۱در عشق تو عقل بی‌خبر به
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.