پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

از شکنج طره یک ره نافه‌ای بر ما فشان

خاک در چشم رقیب و دیده اعدا فشان

چون کند ناوک‌فشانی غمزه کافر دلت

گو کرم کن جمله بر جان من شیدا فشان

جان ما در آتش است از آرزوی روی تو

از وصال آخر نمی‌ بر آتش جان‌ها فشان

شربتی ده زآن دو نوشین لب خراب عشق را

یعنی از صهبای کوثر قطره‌ای بر ما فشان

روی چون گل برفروز و آتش اندر لاله زن

طره زنگی بتاب و مشک بر دیبا فشان

زلف را در شورش آر و پسته را در خنده آر

نافه تاتار ریز و لؤلؤ لالا فشان

گر چو ناصر عاشقی داری بگو از بهر عید

همچنین عقدی گهر بر ماه شهرآرا فشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲من آوردم در این عالم طریق عشق ورزیدن
  2. شمارهٔ ۳۳تا غم عشق خیمه زد در دل هوشیار من
  3. شمارهٔ ۳۴از لب جانان من زنده دل و جان من
  4. شمارهٔ ۳۵ای زلف تو سرمایه سودای من
  5. شمارهٔ ۳۶وه که چه فتنه می‌کند نرگس نیم مست تو
  6. شمارهٔ ۳۷دل من بس پریشان است بی‌تو
  7. شمارهٔ ۳۸سر خیل بتانی تو آشوب جهانی تو
  8. شمارهٔ ۳۹همه لطف و همه صفایی تو
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.