پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

ای غلام غمت خداوندان

بی‌دلان تواند دلبندان

حلقه سنبل مسلسل توست

چنبر گردن خردمندان

خاکبوس سگان کوچه توست

شکرین پسته شکرخندان

چون سپندم بسوخت آتش هجر

ای پسنده زنار مپسندان

از سر زلف در همت می‌پرس

صورت حال آرزومندان

بر منت دل چرا نمی‌سوزد

گر دلت نیست سخت چون سندان

از من دلشکسته روی متاب

مشکن عهد نیک پیوندان

رحمتی کن مکن جفا چندین

که ندارد بقا جهان چندان

رای بربندگان اگر نبود

نظر رحمت خداوندان

که تو شاهی به بندگی بخری

خود کجا یادت آید از زندان

ناصر از کام از لبش طلبی

بر کن از جمله کام‌ها دندان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱عشق را جویای جان باید شدن
  2. شمارهٔ ۳۲من آوردم در این عالم طریق عشق ورزیدن
  3. شمارهٔ ۳۳تا غم عشق خیمه زد در دل هوشیار من
  4. شمارهٔ ۳۴از لب جانان من زنده دل و جان من
  5. شمارهٔ ۳۵ای زلف تو سرمایه سودای من
  6. شمارهٔ ۳۶وه که چه فتنه می‌کند نرگس نیم مست تو
  7. شمارهٔ ۳۷دل من بس پریشان است بی‌تو
  8. شمارهٔ ۳۸سر خیل بتانی تو آشوب جهانی تو
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.