پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

جان صافی شده از یاد تو ای دوست تنم

بس که یاد تو کنم من توام اکنون نه منم

تا بدیدم که حجابند در این ره تن و جان

دشمن جان خود و خصم تن خویشتنم

هر چه آن یک دمم از خدمت تو برشکند

گر همه جان بود ای دوست از آن برشکنم

چیست مردی به زدن بی‌غم عشق تو نفس

گر زنم من نفسی بی‌غم عشق تو زنم

حسن خوبان ختا و ختن از پرتو توست

زآن قبل عاشق خوبان ختا و ختنم

زغنی چیست دو رنگی و حریصی زاغی

شکر یزدان که نه دون طبع چو زاغ و زغنم

چون ز سیمرغ نشان جستم و از قاف اثر

قاف و سیمرغ نبد جز که روان و بدنم

من آن بلبل عاشق‌دل عالی‌پرواز

که پر از حد حدوث است فضای چمنم

همه گویند که تن پیرهن نور خداست

من از آنم که همه نور بود پیرهنم

تا من از خاک جناب تو وطن ساخته‌ام

می‌برد رشک به جان عرش مجید از وطنم

پاک در چیده‌ام از خار طبیعت دامن

زآن ز گلزار حقیقت گل اسرار چِنَم

غیر چون نیست کی از غیر فروبندم چشم

پرده چون نیست کجا پرده به یک سو فکنم

ناصر خسرو اگر فلسفه دانستی من

ناصر دین حق و خسرو ملک سخنم

چون که صاف است چو جان این تن من چون گویم

ساقیان بر سر جان بار گران است تنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰از شکنج طره یک ره نافه‌ای بر ما فشان
  2. شمارهٔ ۳۱عشق را جویای جان باید شدن
  3. شمارهٔ ۳۲من آوردم در این عالم طریق عشق ورزیدن
  4. شمارهٔ ۳۳تا غم عشق خیمه زد در دل هوشیار من
  5. شمارهٔ ۳۴از لب جانان من زنده دل و جان من
  6. شمارهٔ ۳۵ای زلف تو سرمایه سودای من
  7. شمارهٔ ۳۶وه که چه فتنه می‌کند نرگس نیم مست تو
  8. شمارهٔ ۳۷دل من بس پریشان است بی‌تو
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.