پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

ای باد بیا ببر سلامم

یک یک برسان به او پیامم

گو ای دل و جان بنده باز آی

کز دیده و دل تو را غلامم

گیرم که ز بنده نایدت یاد

آخر به زبان برآر نامم

وصلت به چه یاد چشم دارم

آخر تو کدام و من کدامم

گفتی که به صبر کوش کو صبر

کس صبر نمی‌دهد به وامم

بی‌روی تو نیست نور روزم

بی‌زلف تو نیست رنگ شامم

من صید توام ز دیرگه باز

زلفت ز چه رو نهاد دامم

دیر است که عاشقم ولیکن

در دور تو عاشق تمامم

در عشق رخ تو همچو ناصر

انگشت‌نمای خاص و عامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸جان صافی شده از یاد تو ای دوست تنم
  2. شمارهٔ ۲۹ای غلام غمت خداوندان
  3. شمارهٔ ۳۰از شکنج طره یک ره نافه‌ای بر ما فشان
  4. شمارهٔ ۳۱عشق را جویای جان باید شدن
  5. شمارهٔ ۳۲من آوردم در این عالم طریق عشق ورزیدن
  6. شمارهٔ ۳۳تا غم عشق خیمه زد در دل هوشیار من
  7. شمارهٔ ۳۴از لب جانان من زنده دل و جان من
  8. شمارهٔ ۳۵ای زلف تو سرمایه سودای من
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.