پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

تا همچو نرگس است تو را پرخمار چشم

از خون دل شده است مرا لاله‌زار چشم

در عرصه زمانه و میدان روزگار

هرگز ندید مثل تو چابک‌سوار چشم

ناورد در نظر چو تو خورشید رخ فلک

با این که هست [] ورا صد هزار چشم

از هر چه در نظر آید به نکویی (؟)

جز روی خوب تو نکند اختیار چشم

تا لعل آبدار تو از چشم ما جداست

دارد ز اشک پرگهر آبدار چشم

بهر خیال روی تو ترصیع می‌کند

این هفت پرده را به در شاهوار چشم

چشمت فروگرفتی و از من بشد قرار

از من فرو مگیر دگر زینهار چشم

بر من مکن جفا و ز من برمتاب روی

دور از خودم مدار و ز من برمدار چشم

بی‌چشم نیم مست تو ای نور چشم من

هوش و قرار و صبر ز ناصر مدار چشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶ای باد بیا ببر سلامم
  2. شمارهٔ ۲۷همه لطف است معشوقم همه حسن است جانانم
  3. شمارهٔ ۲۸جان صافی شده از یاد تو ای دوست تنم
  4. شمارهٔ ۲۹ای غلام غمت خداوندان
  5. شمارهٔ ۳۰از شکنج طره یک ره نافه‌ای بر ما فشان
  6. شمارهٔ ۳۱عشق را جویای جان باید شدن
  7. شمارهٔ ۳۲من آوردم در این عالم طریق عشق ورزیدن
  8. شمارهٔ ۳۳تا غم عشق خیمه زد در دل هوشیار من
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.