پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

دلا! باز این همه افسردگی چیست؟

به عهد گل، چنین پژمردگی چیست؟

اگر آزرده‌ای از توبهٔ دوش

دگر بتوان شکست، آزردگی چیست؟

شنیدم گرم داری حلقه، ای دوست!

بهائی! باز این افسردگی چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
  2. غزل شمارهٔ ۸یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمی‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۹آنها که ربودهٔ الستند
  4. غزل شمارهٔ ۱۰عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
  5. غزل شمارهٔ ۱۱نگشود مرا ز یاریت کار
  6. غزل شمارهٔ ۱۲آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار
  7. غزل شمارهٔ ۱۳اگر کنم گله من از زمانهٔ غدار
  8. غزل شمارهٔ ۱۴الهی الهی، به حق پیمبر
همه‌ی غزلیات ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.