پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق

۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ خواهی که ز شغل دو جهان فرد شوی
  2. شمارهٔ ۲ در عشق اگر جان بدهی جان اینست
  3. شمارهٔ ۳ کم گوی که ترک حرف میباید کرد
  4. شمارهٔ ۴ عاشق ز همه کار جهان فرد بود
  5. شمارهٔ ۵ بس سر که به زیر تیغ خواهد بودن
  6. شمارهٔ ۶ برقی که ز سوی دوست ناگه برود
  7. شمارهٔ ۷ کو جان که به چاره چارهٔ جان کنمش
  8. شمارهٔ ۸ دل را چو به دردِ عشق افسون کردم
  9. شمارهٔ ۹ دل چون دل من غم زده نتواند بود
  10. شمارهٔ ۱۰ چندان که به جهد اسب جان میرانم
  11. شمارهٔ ۱۱ بیم است که نُه پردهٔ گردون سحری
  12. شمارهٔ ۱۲ کس را چه خبر ز آهِ دلسوزِ دلم
  13. شمارهٔ ۱۳ در عشق، خلاصهٔ جنون از من خواه
  14. شمارهٔ ۱۴ گر مرد رهی همدم و همدردم باش
  15. شمارهٔ ۱۵ ای قوم! اگر همدم این مسکینید
  16. شمارهٔ ۱۶ اندیشهٔ عالمی مرا افتادست
  17. شمارهٔ ۱۷ هر لحظه دل و جان به غمی تازه درند
  18. شمارهٔ ۱۸ برخاست دلم چنانکه در غم بنشست
  19. شمارهٔ ۱۹ گر مملکت درد مسلم بکنم
  20. شمارهٔ ۲۰ در پیشِ نظر این همه میغم ز چه خاست
  21. شمارهٔ ۲۱ دردی که مرا در دل بی درمان است
  22. شمارهٔ ۲۲ چون خیل بلا ز پیش و از پس بودم
  23. شمارهٔ ۲۳ ره نیست بدان دانه کِشتند مرا
  24. شمارهٔ ۲۴ چون هست غمت غمی دگر حاجت نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.