فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ خواهی که ز شغل دو جهان فرد شوی
- شمارهٔ ۲ در عشق اگر جان بدهی جان اینست
- شمارهٔ ۳ کم گوی که ترک حرف میباید کرد
- شمارهٔ ۴ عاشق ز همه کار جهان فرد بود
- شمارهٔ ۵ بس سر که به زیر تیغ خواهد بودن
- شمارهٔ ۶ برقی که ز سوی دوست ناگه برود
- شمارهٔ ۷ کو جان که به چاره چارهٔ جان کنمش
- شمارهٔ ۸ دل را چو به دردِ عشق افسون کردم
- شمارهٔ ۹ دل چون دل من غم زده نتواند بود
- شمارهٔ ۱۰ چندان که به جهد اسب جان میرانم
- شمارهٔ ۱۱ بیم است که نُه پردهٔ گردون سحری
- شمارهٔ ۱۲ کس را چه خبر ز آهِ دلسوزِ دلم
- شمارهٔ ۱۳ در عشق، خلاصهٔ جنون از من خواه
- شمارهٔ ۱۴ گر مرد رهی همدم و همدردم باش
- شمارهٔ ۱۵ ای قوم! اگر همدم این مسکینید
- شمارهٔ ۱۶ اندیشهٔ عالمی مرا افتادست
- شمارهٔ ۱۷ هر لحظه دل و جان به غمی تازه درند
- شمارهٔ ۱۸ برخاست دلم چنانکه در غم بنشست
- شمارهٔ ۱۹ گر مملکت درد مسلم بکنم
- شمارهٔ ۲۰ در پیشِ نظر این همه میغم ز چه خاست
- شمارهٔ ۲۱ دردی که مرا در دل بی درمان است
- شمارهٔ ۲۲ چون خیل بلا ز پیش و از پس بودم
- شمارهٔ ۲۳ ره نیست بدان دانه کِشتند مرا
- شمارهٔ ۲۴ چون هست غمت غمی دگر حاجت نیست
متن اشعار به نقل از گنجور.