پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود

۳۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ چندان که تو اسرار حقیقت خواهی
  2. شمارهٔ ۲ اول میلم چو از همه سویی بود
  3. شمارهٔ ۳ ناکرده وجودم بدل اینجا چه کنم
  4. شمارهٔ ۴ آواز آمد مرا که در جستن دوست
  5. شمارهٔ ۵ عمری چو فلک ز تگ نمیفرسودم
  6. شمارهٔ ۶ هرچند دریغ صدهزار است هنوز
  7. شمارهٔ ۷ گفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاک
  8. شمارهٔ ۸ تا با سگ نفس همنشین خواهم بود
  9. شمارهٔ ۹ هر دم سگ نفس با دلم باز نهد
  10. شمارهٔ ۱۰ نفسی دارم که هر نفس مِه گردد
  11. شمارهٔ ۱۱ از آتش شهوت جگرم می‌سوزد
  12. شمارهٔ ۱۲ خون شد جگر‌م ز غصّهٔ خویش مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ دل را که نه دنیا و نه دین می‌بینم
  14. شمارهٔ ۱۴ از جان سیرم ازانک تن می‌خواهد
  15. شمارهٔ ۱۵ گاهم ز سگ نفس مشوش بودن
  16. شمارهٔ ۱۶ این نفس کم انگاشته آید آخر
  17. شمارهٔ ۱۷ چون نفس سگی‌ست بدگمان چتوان کرد
  18. شمارهٔ ۱۸ هر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشت
  19. شمارهٔ ۱۹ آنها که مدام از پس این کار شوند
  20. شمارهٔ ۲۰ آنجا که فنا‌ی نامدار‌ان باید
  21. شمارهٔ ۲۱ ای نفس فرو گرفته سر‌تا‌سر تو
  22. شمارهٔ ۲۲ ای در غم نان و جامه و آز و نیاز
  23. شمارهٔ ۲۳ بد چند کنی‌؟ کار نکو کن بنشین
  24. شمارهٔ ۲۴ هر دل که به نفس ره به آگاهی برد
  25. شمارهٔ ۲۵ از کس چو سخن نمیپذیری آخر
  26. شمارهٔ ۲۶ ای عقلِ تو کرده مبتلای خویشت
  27. شمارهٔ ۲۷ دردا که دلی که در جهان کار نداشت
  28. شمارهٔ ۲۸ مائیم به امر، پای ناآورده
  29. شمارهٔ ۲۹ گاهی به هوس حرف فنا میخوانیم
  30. شمارهٔ ۳۰ مائیم که نه سوخته و نه خامیم
  31. شمارهٔ ۳۱ یک عاشق پاک و یک دل زنده کجاست
  32. شمارهٔ ۳۲ دردا که غرور بود و بسیاری بود
  33. شمارهٔ ۳۳ بیچاره دلم که خویش حُرْ میپنداشت
  34. شمارهٔ ۳۴ مسکین دل من تخم طلب کاشته بود
  35. شمارهٔ ۳۵ گه خلوت بینِ هفت گلشن بودم

متن اشعار به نقل از گنجور.