پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۷

آتش سودای تو عالم جان در گرفت

سوز دل عاشقان هر دو جهان در گرفت

جان که فرو شد به عشق زندهٔ جاوید گشت

دل که بدانست حال ماتم جان در گرفت

از پس چندین هزار پرده که در پیش بود

روی تو یک شعله زد کون و مکان در گرفت

چون تو برانداختی برقع عزت ز پیش

جان متحیر بماند عقل فغان در گرفت

بر سر کوی تو عشق آتش دل برفروخت

شمع دل عاشقان جمله از آن در گرفت

جرعهٔ اندوه تو تا دل من نوش کرد

زآتش آه دلم کام و زبان در گرفت

تا که ز رنگ رخت یافت دل من نشان

روی من از خون دل رنگ و نشان در گرفت

جان و دل عاشقان خرقه شد اندر میان

زانکه سماع غمت در همگان در گرفت

راست که عطار داد حسن و جمال تو شرح

سینه برآورد جوش دل خفقان در گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹ای زلف تو دام و دانه خالت
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱ای بی نشان محض نشان از که جویمت
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲ای چو چشم سوزن عیسی دهانت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳ای مُشکِ ختا ، خطِ سیاهت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۵ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.