پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶

رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح

تا سر شب بشکند تیغ کشیده است صبح

روی نهفته است تیر روی نهاده است مهر

پشت بداده است ماه هین که رسیده است صبح

بر سر زنگی شب همچو کلاه است ماه

بر در قفل سحر همچو کلید است صبح

ای بت بربط‌نواز پردهٔ مستان بساز

کز رخ هندوی شب پرده دریده است صبح

صبح برآمد زکوه وقت صبوح است خیز

کز جهت غافلان صور دمیده است صبح

سوخته گردد شرار کز نفس سوخته

گنبد فیروزه را فرق بریده است صبح

بوی خوش باد صبح مشک دمد گوییا

کز دم آهوی چین مشک مزید است صبح

نی که از آن است صبح مشک فشان کز هوا

نافهٔ عطار را بوی شنیده است صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۸کشتی عمر ما کنار افتاد
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۹عکس روی تو بر نگین افتاد
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱چون نظر بر روی جانان اوفتاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲چون لعل توام هزار جان داد
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳شرح لب لعلت به زبان می‌نتوان داد
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۴پیر ما بار دگر روی به خمار نهاد
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵عشق تو پرده، صد هزار نهاد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.