پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱

چون نظر بر روی جانان اوفتاد

آتشی در خرمن جان اوفتاد

روی جان دیگر نبیند تا ابد

هر که او در بند جانان اوفتاد

ذره‌ای خورشید رویش شد پدید

ولوله در جن و انسان اوفتاد

جان انس از شوق او آتش گرفت

پس از آنجا در دل جان اوفتاد

کرد تابان ، بی‌رخ او آفتاب

لاجرم در قید تاوان اوفتاد

هر که مویی سرکشید از عشق او

بی سر آنجا چون گریبان اوفتاد

هر کجا نقش نگاری پای بست

تا ابد در دست رضوان اوفتاد

وانکه را رنگی و بویی راه زد

در حجاب سخت خذلان اوفتاد

چون وصالش دانه‌ای بر دام بست

مرغ دل در دام هجران اوفتاد

بی سر و بن دید عاشق راه او

بی سر و بن در بیابان اوفتاد

راز عشقش عالمی بی منتهاست

ظن مبر کین کار آسان اوفتاد

تا به کلی بر نخیزی از دو کون

محرم این راز نتوان اوفتاد

چون رهی بس دور و بس دشوار بود

لاجرم عطار حیران اوفتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۳شرح لب لعلت به زبان می‌نتوان داد
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴پیر ما بار دگر روی به خمار نهاد
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵عشق تو پرده، صد هزار نهاد
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶هرچه دارم در میان خواهم نهاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷دلم قوت کار می‌برنتابد
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸دلم در عشق تو جان برنتابد
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۹دل ز هوای تو یک زمان نشکیبد
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰هر آن دردی که دلدارم فرستد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.