پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹

دل ز هوای تو یک زمان نشکیبد

دل چه بود عقل و وهم جان نشکیبد

هر که دلی دارد و نشان تو یابد

از طلب چون تو دلستان نشکیبد

گرچه جهان را بسی کس است شکیبا

هیچ کسی از تو در جهان نشکیبد

ذرهٔ سودای تو که سود جهان است

سود دل آن است کز زیان نشکیبد

گرچه زبان را مجال یاد تو نبود

یک نفس از یاد تو زبان نشکیبد

چون نشکیبد ز آب ماهی بی آب

دیده ز ماه تو همچنان نشکیبد

مردم آبی چشم از آتش عشقت

بی رخت از آب یک زمان نشکیبد

گرچه بنالم ولی نه آن ز تو نالم

ناله کنم زانکه ناتوان نشکیبد

چون نرسد دست من به جز به فغانی

نیست عجب گر ز دل فغان نشکیبد

می‌نشکیبد دمی ز کوی تو عطار

بلبل گویا ز بوستان نشکیبد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲گر پرده ز خورشید جمال تو برافتد
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۳نه به کویم گذرت می‌افتد
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۴در زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجد
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۵مرا با عشق تو جان درنگنجد
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۶حدیث عشق در دفتر نگنجد
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۷جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.