پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸

جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد

وآوازهٔ جمالت اندر جهان نگنجد

وصلت چگونه جویم؟ کاندر طلب نیاید

وصفت چگونه گویم؟ کاندر زبان نگنجد

هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را

زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد

آهی که عاشقانت از حلق جان برآرند

هم در زمان نیاید هم در مکان نگنجد

آن جا که عاشقانت یک دم حضور یابند

دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد

اندر ضمیر دل‌ها گنجی نهان نهادی

از دل اگر برآید در آسمان نگنجد

عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد

زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۰تا زلف تو همچو مار می‌پیچد
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱هر دل که ز خویشتن فنا گردد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲بودی که ز خود نبود گردد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۳گر نکوییت بیشتر گردد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۴دلی کز عشق او دیوانه گردد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۵اگر دردت دوای جان نگردد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶قد تو به آزادی بر سرو چمن خندد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷عاشقِ تو ،جانِ مختصر، که پسندد؟
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.