پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵

اگر دردت دوای جان نگردد

غم دشوار تو آسان نگردد

که دردم را تواند ساخت درمان

اگر هم درد تو درمان نگردد

دمی درمان یک دردم نسازی

که بر من درد صد چندان نگردد

که یابد از سر زلف تو مویی

که دایم بی سر و سامان نگردد

که یابد از سر کوی تو گردی

که همچون چرخ سرگردان نگردد

که یابد از می عشق تو بویی

که جانش مست جاویدان نگردد

ندانم تا چه خورشیدی است عشقت

که جز در آسمان جان نگردد

دلا هرگز بقای کل نیابی

که تا جان فانی جانان نگردد

یقین می‌دان که جان در پیش جانان

نیابد قرب تا قربان نگردد

اگر قربان نگردد نیست ممکن

که بر تو عمر تو تاوان نگردد

چو خفاشی بمیری چشم بسته

اگر خورشید تو رخشان نگردد

اگر آدم کفی گل بود گو باش

به گل خورشید تو پنهان نگردد

در آن خورشید حیران گشت عطار

چنان جایی کسی حیران نگردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷عاشقِ تو ،جانِ مختصر، که پسندد؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸خطش مشک از زنخدان می برآرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۹خطی کان سرو بالا می‌درآرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰صبح بر شب شتاب می‌آرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱دل درد تو یادگار دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲سر زلف تو بوی گلزار دارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۳فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۴هر که بر روی او نظر دارد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.