پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۹

اسرار تو در زبان نمی‌گنجد

واوصاف تو در بیان نمی‌گنجد

اسرار صفات جوهر عشقت

می‌دانم و در زبان نمی‌گنجد

خاموشی به که وصف عشق تو

اندر خبر و نشان نمی‌گنجد

آنجا که تویی و جان دل مسکین

مویی شد و در میان نمی‌گنجد

از عالم عشق تو سر مویی

در شش جهت مکان نمی‌گنجد

یک شمه ز روح بارگاه تو

اندر سه صف زمان نمی‌گنجد

یک دانه ز دام عالم عشقت

در حوصله جای جان نمی‌گنجد

چون آه برآورم ز عشق تو

کان آه درین دهان نمی‌گنجد

رفتم ز جهان برون در اندوهت

کاندوه تو در جهان نمی‌گنجد

آن دم که ز تو بر آسمان بردم

در قبهٔ آسمان نمی‌گنجد

عطار چو در یقین خود گم شد

در پیشگه عیان نمی‌گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱هر دل که ز خویشتن فنا گردد
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲بودی که ز خود نبود گردد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳گر نکوییت بیشتر گردد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴دلی کز عشق او دیوانه گردد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵اگر دردت دوای جان نگردد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶قد تو به آزادی بر سرو چمن خندد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷عاشقِ تو ،جانِ مختصر، که پسندد؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸خطش مشک از زنخدان می برآرد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.