پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۲

بودی که ز خود نبود گردد

شایستهٔ وصل زود گردد

چوبی که فنا نگردد از خود

ممکن نبود که عود گردد

این کار شگرف در طریقت

بر بود تو و نبود گردد

هرگه که وجود تو عدم گشت

حالی عدمت وجود گردد

ای عاشق خویش وقت نامد

کابلیس تو در سجود گردد

دل در ره نفس باختی پاک

تا نفس تو جفت سود گردد

دل نفس شد و شگفتت آید

گر یک علوی جهود گردد

هر دم که به نفس می برآری

در دیدهٔ دل چو دود گردد

بی شک دل تو از آن چنان دود

کوری شود و کبود گردد

عطار بگفت آنچه دانست

باقی همه بر شنود گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴دلی کز عشق او دیوانه گردد
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۵اگر دردت دوای جان نگردد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶قد تو به آزادی بر سرو چمن خندد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷عاشقِ تو ،جانِ مختصر، که پسندد؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۸خطش مشک از زنخدان می برآرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹خطی کان سرو بالا می‌درآرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۰صبح بر شب شتاب می‌آرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱دل درد تو یادگار دارد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.