پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲

گر پرده ز خورشید جمال تو برافتد

گل جامه قبا کرده ز پرده به در افتد

چون چشم چمن چهرهٔ گلرنگ تو بیند

خون از دهن غنچه ز تشویر برافتد

بشکافت تنم غمزهٔ تو گرچه چو مویی است

یک تیر ندیدم که چنین کارگر افتد

گر بر جگرم آب نمانده است عجب نیست

کاتش ز رخت هر نفس اندر جگر افتد

گرچه دل من مرغ بلند است چو سیمرغ

لیکن چو دمت خورد به دام تو درافتد

گر گلشکری این دل بیمار کند راست

آتش ز لب و روی تو در گلشکر افتد

بر چشم و لبم زآتش عشق تو بترسم

کین آتش از آن است که در خشک و تر افتد

من خاک توام پای نهم بر سر افلاک

چون باد، گرت بر من خاکی گذر افتد

بی یاد تو عطار اگر جان به لب آرد

جانش همه خون گردد و دل در خطر افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴در زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۵مرا با عشق تو جان درنگنجد
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶حدیث عشق در دفتر نگنجد
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹اسرار تو در زبان نمی‌گنجد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۰تا زلف تو همچو مار می‌پیچد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱هر دل که ز خویشتن فنا گردد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.