پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۳

نه به کویم گذرت می‌افتد

نه به رویم نظرت می‌افتد

آفتابی که جهان روشن ازوست

ذرهٔ خاک درت می‌افتد

در طلسمات عجب موی شکاف

زلف زیر و زبرت می‌افتد

در جگردوزی و جان سوزی سخت

چشم پر شور و شرت می‌افتد

در غمت بسته کمر بر هیچی

دل من چون کمرت می‌افتد

آب گرمم به دهن می‌آید

چشم چون بر شکرت می‌افتد

شکری از تو طمع می‌دارم

به بیندیش اگرت می‌افتد

شکرت بی‌خطری نی و دلم

به خطا در خطرت می‌افتد

بیشتر میل تو جانا به جفاست

یا جفا بیشترت می‌افتد

گر جفایی کنی و گر نکنی

نه به قصد است درت می‌افتد

دل عطار ازین بیش مسوز

که ازین بد بترت می‌افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۵مرا با عشق تو جان درنگنجد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۶حدیث عشق در دفتر نگنجد
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹اسرار تو در زبان نمی‌گنجد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۰تا زلف تو همچو مار می‌پیچد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۱هر دل که ز خویشتن فنا گردد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲بودی که ز خود نبود گردد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.