پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵

مرا با عشق تو جان درنگنجد

چه از جان به بود آن درنگنجد

نه کفرم ماند در عشقت نه ایمان

که اینجا کفر و ایمان درنگنجد

چنان عشق تو در دل معتکف شد

که گر مویی شود جان درنگنجد

چه می‌گویم که طوفانی است عشقت

به چشم مور طوفان درنگنجد

اگر یک ذره عشقت رخ نماید

به صحن صد بیابان درنگنجد

اگر یوسف برون آید ز پرده

به قعر چاه و زندان درنگنجد

چو دردت هست ، منوازم به درمان

که با درد تو درمان درنگنجد

دلا آنجا که جانان است ره نیست

که آنجا غیر جانان درنگنجد

تو چون ذره شو آنجا زانکه آنجا

به جز خورشید رخشان درنگنجد

اگر فانی نگردد جان عطار

در آن خلوتگه آسان درنگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۹اسرار تو در زبان نمی‌گنجد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰تا زلف تو همچو مار می‌پیچد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱هر دل که ز خویشتن فنا گردد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲بودی که ز خود نبود گردد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۳گر نکوییت بیشتر گردد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴دلی کز عشق او دیوانه گردد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.