پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶

حدیث عشق در دفتر نگنجد

حساب عشق در محشر نگنجد

عجب می‌آیدم کین آتش عشق

چه سودایی است کاندر سرنگنجد

برو مجمر بسوز ار عود خواهی

که عود عشق در مجمر نگنجد

درین ره پاک دامن بایدت بود

که اینجا دامن تر درنگنجد

هر آن دل کآتش عشقش برافروخت

چنان گردد که اندر بر نگنجد

دلی کز دست شد زاندیشهٔ عشق

درو اندیشهٔ دیگر نگنجد

برون نه پای جان از پیکر خاک

که جان پاک در پیکر نگنجد

شرابی کان شراب عاشقان است

ندارد جام و در ساغر نگنجد

چو جانان و چو جان با هم نشینند

سر مویی میانشان درنگنجد

رهی کان راه عطار است امروز

در آن ره جز دلی رهبر نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۹اسرار تو در زبان نمی‌گنجد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰تا زلف تو همچو مار می‌پیچد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱هر دل که ز خویشتن فنا گردد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲بودی که ز خود نبود گردد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۳گر نکوییت بیشتر گردد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴دلی کز عشق او دیوانه گردد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵اگر دردت دوای جان نگردد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.