پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱

هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد

تا بو که چو روز آید بر وی گذرت افتد

کار دو جهان من جاوید نکو گردد

گر بر من سرگردان یک دم نظرت افتد

از دست چو من عاشق دانی که چه برخیزد

کاید به سر کویت در خاک درت افتد

گر عاشق روی خود سرگشته همی خواهی

حقا که اگر از من سرگشته‌ترت افتد

این است گناه من کت دوست همی دارم

خطی به گناه من درکش اگرت افتد

دانم که بدت افتد زیرا که دلم بردی

ور در تو رسد آهم از بد بترت افتد

گر تو همه سیمرغی از آه دلم می‌ترس

کاتش ز دلم ناگه در بال و پرت افتد

خون جگرم خوردی وز خویش نپرسیدی

آخر چکنی جانا گر بر جگرت افتد

پا بر سر درویشان از کبر منه یارا

در طشت فنا روزی بی تیغ سرت افتد

بیچاره من مسکین در دست تو چون مومم

بیچاره تو گر روزی مردی به سرت افتد

هش دار که این ساعت طوطی خط سبزت

می‌آید و می‌جوشد تا بر شکرت افتد

گفتی شکری بخشم عطار سبک دل را

این بر تو گران آید رایی دگرت افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۳نه به کویم گذرت می‌افتد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۴در زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجد
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۵مرا با عشق تو جان درنگنجد
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۶حدیث عشق در دفتر نگنجد
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۷جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹اسرار تو در زبان نمی‌گنجد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۰تا زلف تو همچو مار می‌پیچد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.