پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲

چون لعل توام هزار جان داد

بر لعل تو نیم جان توان داد

جان در غم عشق تو میان بست

دل در غمت از میان جان داد

جانم که فلک ز دست او بود

از دست تو تن در امتحان داد

پر نام تو شد جهان و از تو

می‌نتواند کسی نشان داد

ای بس که رخ چو آتش تو

دل سوخته سر درین جهان داد

پنهان ز رقیب غمزه دوشم

لعل تو به یک شکر زبان داد

امروز چو غمزه‌ات بدانست

تاب از سر زلف تو در آن داد

از غمزهٔ تو کنون نترسم

چون لعل توام به جان امان داد

دندان تو ، گرچه آبدان است

هر لقمه که دادم استخوان داد

ابروی تو پشت من کمان کرد

ای ترک تو را که این کمان داد

عطار چو مرغ توست او را

سر نتوانی ز آشیان داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۴پیر ما بار دگر روی به خمار نهاد
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵عشق تو پرده، صد هزار نهاد
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶هرچه دارم در میان خواهم نهاد
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷دلم قوت کار می‌برنتابد
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۸دلم در عشق تو جان برنتابد
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۹دل ز هوای تو یک زمان نشکیبد
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰هر آن دردی که دلدارم فرستد
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.